تبلیغات

دانش و سرمایه - درباره ذهن های خطرناک با بازی استثنایی میشل فایفر
 
دانش و سرمایه
دانش و سرمایه در کنار هم، رمز موفقیت در دنیای امروز
درباره وبلاگ


در دنیای امروز، بهره گیری از دانش و سرمایه گذاری برای ایده های خلاقانه ، بدون شک موفقیت های بزرگی به ارمغان خواهد آورد. این را به خاطر داشته باشیم که اغلب شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری دنیا با یک ایده ساده ولی هوشمندانه و با سرمایه ای اندک به وجود آمده اند و باتکیه برعلم روز و سرمایه گذاری درست و به موقع ، توانسته اند به جایگاه فعلی خود دست یابند. تمام تلاش ما این است تا دانش رسیدن به این موفقیت ها را آموخته و در اختیار همه علاقمندان قرار دهیم.

مدیر وبلاگ : حامد هدایی
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما مشکل اصلی اشتغال و بیکاری در ایران چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

درباره  ذهن های خطرناک (DANGEROUS MINDS) با بازی استثنایی میشل فایفر
سال تولید: 1995
امریکا / درام
رنگی / 99 دقیقه
بازیگران عمده: میشل فایفر، جرج دزوندزا، وید دومینگس، بروکلین هریس، کورتنی ب. ونس، رابین بارتلت، جان نویل و رنولی سانتیاگو.
کارگردان: جان ن. اسمیت.
خلاصه داستان: «لو آن جانس» (فایفر)، زن سی و چند ساله ی بیوه، با سابقه ی کار در نیروی دریایی امریکا که اکنون بی کار شده، به پیشنهاد «هال» (دزوندزا)، دوست قدیمی اش، مشغول کار در دبیرستانی دولتی در محله ی غرب نیویورک می شود. اما در نخستین روز کلاس متوجه می شود که متمردترین و شرورترین بچه های مدرسه در کلاس او هستند. از موضوع های جالب توجه و تقریبا تکراری در سینما، موضوع کنار آمدن با جوانان متمرد و نفوذ در آنان و آموزش آنان است. فیلم جدید، معلم مرد را به زن بدل می کند، و بی آن که گذشته ی او را نشان دهد، شخصیت را ناگشوده و معما گونه باقی می گذارد.

 

خانم جانسون، كه مدتهاست به دنبال كاری تمام وقت است، موفق می شود كه بعنوان معلم وارد دبیرستان پاركمونت در كالیفرنیا می شود، اما خیلی زود درمی یابد كه تدریس در این مدرسه كاری بسیار پیچیده است. دانش آموزانی زیر دست او هستند كه وحشی، بی ادب، بی سواد و بی انگیزه و فقیر هستند. جانسون ابتدا منصرف می شود، اما خیلی زود تصمیم می گیرد تا با راهكارهای متفاوت، شانس خود را امتحان كند، جانسون تلاش می كند تا با صحبت درباره مواردی كه برای بچه ها جذاب هستند، آنها را به خود جذب كند اما به محض آنكه سعی دارد در این حین، درباره ادبیات، شعر و زبان انگلیسی، چیزی یاد بدهد، باز هم بچه ها او را دك می كنند. بعضی از راهكارهای جانسون برای بعضی از بچه ها جذاب است، اما خیلی زود اوضاع به حالت قبل برمی گردد. جانسون كم كم متوجه می شود كه اگر بخواهد بچه ها را با خود همراه كند، باید سردسته آنها را جوری وارد بازی كند تا نه از او حمایت كرده باشد، نه بچه ها را جلوی او ضایع كرده باشد و نه به او بی احترامی كرده باشد.مشكل دیگر جانسون این است كه مدیران مدرسه مرتبا او را اذیت كرده و به شیوه های تدریس او ایراد گرفته و تذكر می دهند.

در ادامه، جانسون تلاش می كند تا برای هر هدفش در كلاس، جوایزی با ارزش تهیه كند تا بدین وسیله بتواند آنها را با خود همراه كند. همچنین تلاش می كند تا درس را به سمت اشعار باب دیلن ببرد و تمامی صنعت های ادبی را با كمك ترانه های جذاب باب دیلن به دانش آموزان تدریس كند. همچنین جوایز زیادی همچون حضور در بهترین شهربازی شهر، یا شام در بهترین رستوران شهر و غیره باعث جذب شدن بچه ها می شود. بزودی، مشكلات بعدی سر می رسند. دعوای سه عدد از بچه ها از یك سو و وجود شایعه آدم فروش بودن او، باز هم دردسرهای جدیدی برای خانم جانسون ایجاد می كند و هر باز، جانسون مجبور است تا با هوش فراوان خود، راه حلهای مناسبی پیدا كند.

فیلم ذهن های خطرناك، داستان ساده ای را بازگو می كند، اما بازی استثنایی میشل فایفر و منطق بالای داستان فیلم، از جمله مواردی هستند كه باعث می شود تا این درام دهه 90 هالیوود در ذهنتان باقی بماند و شما را مجذوب خود كند. بشخصه عاشق بازی و كاراكتر میشل فایفر در این فیلم هستم و كمتر زنی تا این اندازه برایم جذاب و دوست داشتنی است. دیدن این فیلم برای همه علاقمندان به فیلمهای درام توصیه می شود.

درباره میشل فایفر:

فایفر در سانتا آنا در ایالت کالیفرنیا بدنیا آمد و دومین فرزند از چهار فرزند ریچارد فایفر و دونا بود. پدرش پیمانکار و مادرش خانه دار بود. وی دارای یک برادر بزرگتر بنام ریک و دو خواهر کوچکتر بنام های دیدی و لوری است که هر دو بازیگر هستند. پدر میشل اصلیتی از آلمان - هلند - ایرلند دارد و مادرش سوئدی سوئیسی است. خانواده فایفر به مدوی کالیفرنیا نقل مکان کردند و میشل دوران کودکی خود را در انجا سپری کرد. وی در دبیرستان "چشمه دره" درس خواند و بعد از سه سال فارغ التحصیل شد در ان زمان وی در یک سوپر مارکت کار میکرد. وی سپس به دانشگاه شرق طلایی رفت و تصمیم گرفت تا وارد حرفه بازیگری شود. در مراسم دختر شایسته شهر خود شرکت کرد و برنده آن مسابقه شد و سپس به لوس انجلس رفت و کار خود را با بازی در تبلیغات آغاز کرد.
فایفر ابتدا در سریال هایی چون "جزیره شگفت انگیز" ، "خانه دلتا" و "گربه های بد" و همچنین نقش کوتاهی در فیلمی با نام "شکستی دوباره در عشق" بازی کرد. فیلمهای بعدی فایفر چون "شوالیه تاریکی" نیز موفقیت چندانی برای فایفر به ارمغان نیاورده بودند. در حالیکه درس بازیگری میخواند، در فیلمهای تلویزیونی چون "بچه هایی که کسی نمیخوادشون" بازی کرد تا اینکه اولین نقش اول خودش رو با بازی در قسمت دوم فیلم "گریسی" بدست اورد. هر چند فیلم در گیشه موفق نبود، اما فایفر جوان مورد تشویق برخی منتقدین سینمایی قرار گرفتند چون نوشته ای که در مجله نیویورک تایمز چاپ شده بود و گفته بود" خانم فایفر با جود انکه بازیگر تازه کاریست، اما بهتر از سایر بازیگران فیلم نقش خود را بازی کرده است". بعدها نماینده فایفر اعلام کرد که فایفر بدین دلیل در فیلم بازی کرده است که هیچ پیشنهاد دیگری نداشته است و کسی قصد نداشته تا از وی در فیلمش استفاده کند. برایان دی پالما، کارگردان فیلم صورت زخمی، فیلم گریسی را مشاهده کرد و تصمیم گرفت تا از فایفر در فیلم خود استفاده کند. اکثر منتقدین فیلم را بیش از اندازه خشونت بار میدانستند اما فیلم در گیشه کاملا موفق بود. بازی فایفر در فیلم نیز توسط اکثر منتقدین، مثبت ارزیابی شده. مثلا ریچارد کورلیس در مجله تایمز درباره بازی فایفر نوشت"اکثر بازیگران بزرگ خوب هستند اما فایفر از بقیه بهتر است".
پس از این فیلم وی در فیلم هایی چون "در شب" (۱۹۸۵)، "آزادی شیرین" (۱۹۸۶) و "زنان آمازون در ماه" (۱۹۸۶) بازی کرد که این فیلم ها در گیشه هر چند موفق نبودند اما کمک بزرگی به فایفر کردند. وی سرانجام در فیلم "ساحران شرقی" بود که توانست بازی در یک فیلم پرفروش را تجربه کند. در این فیلم علاوه بر وی، جک نیکلسون، شر و سوسان ساراندون بازی میکردند.
فایفر به عنوان نقش اول زن فیلم "ازدواج با اوباش" (۱۹۸۸) انتخاب شد. وی لهجه بروکلینی را برای بازی در این فیلم یاد گرفت و توانست برای اولین بار، نامزد جایزه گلدن گلوب شود که این آغازی بود بر ۵ نامزدی و ۱ بار برنده شدن جایزه گلدن گلوب ان هم بصورت متوالی (بین سال های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۴). پس از آن میشل در فیلم "طلاوع تکیلا" (۱۹۸۸) به بازی در کنار بازیگرانی چون "مل گیبسون و کرت راسل پرداخت. جالب ان بود که فایفر و رابرت دان، کارگردان اثر، با هم اختلاف های زیادی داشتند و بعد ها دان اعلام کرد که فایفر "سخت ترین" بازیگری است که وی با آن کار کرده است.
در سال بعد، فایفر در فیلم "روابط نامضروع" همبازی گلن کلوز و جان مالکوویچ شد. بازی فراتر از حد فایفر در این فیلم، برگ برنده وی بود. اکثر کارشناسان بازی وی را در فیلم ستودند. وی برای این فیلم نامزد جایزه های اسکار و گلدن گلوب بهتری بازیگر نقش مکمل زن شد و توانست جایزه بفتا در همین بخش را بدست بیاورد.
در سال ۱۹۸۹ فایفر بازی در فیلم "افسانه پسران بیکر" را قبول کرد و همبازی بازیگرانی چون جف بریجز شد. وی برای بازی در این فیلم، اموزش خوانندگی دید و تمام قسمت های شخصیت خود در فیلم را که نیاز به خوانندگی داشت را خود بازی کرد و در فیلم خواند. فیلم در گیشه فروش متوسطی داشت اما بازی فایفر بازهم تحسین همگان رو برانگیخت. راجر ایبرت بازی فایفر را در فیلم ستود و این فیلم را سندی برای آیندکان خواند که هر وقت خواستند ببینند فایفر چرا بزرگ شده است؛ از آن استفاده خواهند کرد. در طی سال های ۸۹ تا ۹۰، فایفر تمام جوایز را در جشنواره های مختلف در رشته بهترین بازیگر نقش اول زن کسب کرد. در مراسم اسکار هم در شرایطی که همه انتظار داشتن وی جایزه را کسب کند، جایزه به "جسیکا تندی" رسید که یکی از شوک های عجیب آن مراسم اسکار بود. به جز اسکار، تنها یک جایزه دیگر بود که جایزه بهترین بازیگر نقش اولش به فایفر نرسید در آن سال و آن هم بفتا بود که آن نیز به تندی رسید.
فایفر بازی در فیلم های موفقش را بازی در چند فیلم دیگر ادامه داد و جالب آنکه فیلم ها و نقش های بسیار بزرگی را نیز رد کرد! در سال ۱۹۹۰ وی در بازسازی شده "خانه روسی" به بازی در کنار شون کانری پرداخت. فایفر که سابقه یادگیری لهجه را قبلا داشت، برای بازی در این فیلم نسیز زبان روسی را فرا گرفت. برای این فیلم نیز فایفر برای سومین سال پیاپی نامزد گلدن گلوب شد که اینبار نتوانست جایزه را کسب کند. در ادامه وی در سال ۱۹۹۱ در فیلم "فرانکی و جانی" همبازی بازیگر بزرگی چون آل پاچینو شد که این دومین همکاری این دو پس از صورت زخمی بود. بازی دو بازیگر در فیلم کاملا درخشان بود. اکثر منتقدین باز هم بازی فایفر را کامل خواندند. خود فایفر نیز اعلام کرد که به این دلیل در این نسخه بازسازی شده بازی کرده که مردم انتظار چنین فیلمی را از وی نداشتند.  بازی در این فیلم، چهارمین نامزدی گلدن گلوب را برای فایفر -که دیگر یکی از ستارگان زن آن روزهای هالیوود شده بود- رقم زد. میشل برای بازی در فیلم "محدوده عشق" در سال ۱۹۹۲، برای سومین بار نامزد جایزه اسکار شد. همچنین برای ۵مین بار پیاپی نامزد جایزه گلدن گلوب. فیلم به دلیل مشکلات مالی کمپانی ساخت، برای مدتی نمایشش به تاخیر افتاد و سرانجام در اواخر همان سال نمایش داده شد که زمان خوبی برای مراسم اسکار بود. در مقاله ای در نیویورک تایمز درباره این بازی از فایفر، آمده بود که " فایفر بار دیگر نشان داد که همان انداره که زیباست، بازیگر شگفت انگیزی است". وی برای بازیش در این فیلم، جایزه خرس نقره ای را از جشنواره فیلم برلین کسب کرد.
در همین سال فایفر در نقش "زن گربه ای" و در نسخه جدید سری فیلم های بتمن با نام "بازگشت بتمن" ساخته تیم برتون به ایفای نقش در کنار مایکل کیتون پرداخت. وی برای بازی در این فیلم، آموزش هنرهای رزمی و کیک بوکسینگ دید. یکی از همبازی های وی در فیلم نیز در این باره گفته بود "مایکل (بتمن) در این فیلم ۴ بار از بدلکار استفاده کرد اما فایفر در تمام صحنه ها خودش بازی کرد و از بدلکار استفاده نکرد". در ادامه و در سال ۱۹۹۳ در ساخته جدید مارتین اسکورسیزی که بازسازی فیلمی قدیمی تر بود بنام "دوران بی گناهی"، همبازی دانیل دی-لوئیس و وینونا رایدر شد. بازی در این فیلم، اخرین نامزدی گلدن گلوب را برای وی رقم زد تا وی رکورد ۶ سال نامزدی پیاپی در گلدن گلوب را برای خود ثبت کند. پس از بازی در "دوران بی گناهی"، وی برای بار دوم همبازی جک نیکلسون شد و اینبار در فیلم گرگ در سال ۱۹۹۴. فیلم که در ژانر ترسناک بود، با نقد های مثبتی رو به شد.  فیلم بعدی فایفر، فیلم "ذهن های نامضروع" بود که وی در نقش معلم دبیرستانی که سابقا عضو نیروی دریایی امریکا بوده است بازی کرد که فیلم در گیشه بسیار موفق بود. سپس در فیلم "از نزدیک و شخصی" (۱۹۹۶) به بازی پرداخت. رابرت ردفورد دیگر بازیگر فیلم بود و فیلنامه کار بر اساس زندگی جسیکا ساویچ نوشته شد هرچند وقتی فیلم ساخته شد، کمتر ارتباطی با شخصیت ساویچ داشت که باعث ایجاد درگیری ۸ ساله بین نویسنده رمان و کمپانی فیلمسازی شد.
سپس در فیلم "جیلیان در جشن تولد ۳۷ سالگیش" به بازی در جیلیان پرداخت هر چند که شخصیت اصلی فیلم نبود. وی در این فیلم، همبازی کلیر دانس شده بود. در فیلم "یک روز خوب" همبازی جرج کلونی شد و سپس در "هزار هکتار" (۱۹۹۷) و فیلم "در اعماق اقیانوس" (۱۹۹۸) به بازی پرداخت. سپس در "رویای نیمه شب تابستان" (۱۹۹۹) و در همان سال، در "داستان ما" (۱۹۹۹) به بازی پرداخت که در "داستان ما" همبازی بروس ویلیس شد.
فیلم بعدی فایفر، چه دروغی پنهان است بود که محصول سال ۲۰۰۰ بود و وی در این فیلم در کنار هریسون فورد به بازی پرداخت که فیلم در گیشه کاملا موفق بود و در ههفته اول نمایش خود، پرفروش ترین شد. سپس وی به بازی در فیلم من سم هستم به بازی پرداخت که همبازی وی در این فیلم، شون پن بود که برای این فیلم، نامزد اسکار شد. در سال ۲۰۰۲ در "اولندر سفید" به بازی در کنار آلیسون لوهمان و رنی زلوگر پرداخت که فیلم تحسین منتقدین را برای فایفر به همراه داشت و وی برای بازیش در این فیلم برنده چند جایزه مختلف سینمایی شد. در مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز آمده بود که این بهترین اجرای میشل فایفر در دوران سینمایی خود است.
فایفر همچنین در دو انیمیشن شاهزاده مصر (۱۹۹۸) و سندباد؛ افسانه هفت دریا (۲۰۰۳) به صدا پیشگی پرداخت.
پس از چهار سال استراحت که باعث دور شدن از عموم و برای گذراندن وقت بیشتر با خانواده و فرزندان اتفاق افتاده بود،. در سال ۲۰۰۷ وی با دو فیلم بسیار در گیشه موفق به سینما برگشت. فیلم های اسپری‌مو که وی در کنار جان تراولتا و کریستوفر واکن به بازی پرداخت و سپس در نقش یک جادوگر در فیلم "گرد ستاره" که وی در این فیلم همبازی کلیر دانس و رابرت دنیرو شد. سپس به بازی در فیلم "من هرگز نمیتونم زنت بشم" (۲۰۰۷) به بازی پرداخت و بعد از آن در فیلم "اثرات شخصی" (۲۰۰۹) در کنار اشتون کوچر به بازی پرداخت. بعد از ان دوباره با "استیون فریرز" و "کرستوفر همتون" (کارگردان و فیلنامه نویس فیلم "روابط نامشروع) همکاری کرد و این بار در فیلم "شری" (۲۰۰۹). فیلم با تحسین منتقدین رو به رو شد و در مراسم های مختلف، نامزد یا برنده میشد و بازی فایفر با تحسین مجدد منتقدین همراه شد. راجر ایبرت درباره بازی فایفر گفته بود که"اینکه چگونه فایفر صدا و چهره خود را کنترل میکند، شگفت انگیر است.

منابع : توضیحات فیلم از ورایتی با ترجمه مهرداد نعیمی، بخش میشل فایفر از ویكی پدیا و لوس آنجلس نیوز

لینک مطلب در کتاب سینما





نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها : میشل فایفر، ذهن های خطرناک، جان ن. اسمیت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 مهر 1391
فرزاد نعیمی
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:17 ق.ظ
Have you ever thought about adding a little bit more than just your articles?
I mean, what you say is important and everything.
However think of if you added some great pictures or
video clips to give your posts more, "pop"! Your content is excellent but with
images and videos, this website could undeniably be one of the most beneficial in its niche.
Very good blog!
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:30 ق.ظ
I visit each day some blogs and information sites to
read posts, however this website provides quality based content.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
ابزار پرش به بالا