تبلیغات

دانش و سرمایه - درباره فیلم جایی برای پیرمردها نیست ساخته برادران كوئن
 
دانش و سرمایه
دانش و سرمایه در کنار هم، رمز موفقیت در دنیای امروز
درباره وبلاگ


در دنیای امروز، بهره گیری از دانش و سرمایه گذاری برای ایده های خلاقانه ، بدون شک موفقیت های بزرگی به ارمغان خواهد آورد. این را به خاطر داشته باشیم که اغلب شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری دنیا با یک ایده ساده ولی هوشمندانه و با سرمایه ای اندک به وجود آمده اند و باتکیه برعلم روز و سرمایه گذاری درست و به موقع ، توانسته اند به جایگاه فعلی خود دست یابند. تمام تلاش ما این است تا دانش رسیدن به این موفقیت ها را آموخته و در اختیار همه علاقمندان قرار دهیم.

مدیر وبلاگ : حامد هدایی
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما مشکل اصلی اشتغال و بیکاری در ایران چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جایی برای پیرمردها نیست
كارگردان و فیلمنامه : اتان و جوئل كوئن، / ژانر: جنایی، درام، وسترن،/ آهنگساز: كارتر بورول/ زمان فیلم: 122 دقیقه / محصول آمریكا /

بازیگران : تامی لی جونز، خاویر باردم، جاش برولین، وودی هارلسون، كلی مكدونالد، گرت دیلاهونت، تس هارپر، آنا ریدر، زاك هاپكینز و .....

نامزد نخل طلای جشنواره کن / نامزد جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمنامه از مراسم گولدن گلاب / برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد ( باردم ) از مراسم انجمن منتقدان فیلم بوستون / نامزد جایزه بهترین گروه بازیگری، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمنامه از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها / برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمبرداری از مراسم انجمن منتقدان فیلم شیکاگو / برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از مراسم انجمن منتقدان دالاس-فورت ورث / نامزد جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل ( مک دانلد )، بهترین کارگردان، بهترین فیلم سال و بهترین فیلمنامه از مراسم انجمن منتقدان فیلم لندن / برنده جایزه بهترین گروه بازیگری، بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه اقتباسی از انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا / برنده جایزه بهترین کارگردان، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از مراسم اتحادیه منتقدان فیلم نیویورک / برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین گروه بازیگری، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی از مراسم منتقدان فیلم فونیکس / برنده جایزه بهترین کارگردانی از انجمن منتقدان فیلم سن فرانسیسک / برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم و نامزد جوایزبهترین بازیگر ( جاش برولین )، بهترین تدوین، بهترین فیلمنامه اقتباسی از مراسم ساتلایت / برنده جایزه بهترین کارگردان، بهترین گروه بازیگری، بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از مراسم منتقدان فیلم واشنگتن / برنده ی اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد برای خاویر باردم  / برنده ی اسکار بهترین کارگردانی برای برادران کوئن

خلاصه داستان :

لولین ماس بهمراه همسرش در یک خانه کاروانی در تگزاس زندگی می کند . او یک روز موقع شکار در بیابان تصادفاً تعدادی جنازه و در کنار آنها بسته های هروئین و مقدار زیادی پول را پیدا می کند . او پولها را برداشته و فرار می کند . از سوی دیگر کلانتر تام بل در تلاش است تا ماس را پیدا کرده و پولها را از او بگیرد . از سوی دیگر آنتون شیگور که یک قاتل روانی است در دشتهای تگزاس پرسه زده و هر کس را سر راهش ببیند از بین می برد و برای کشتن قربانیان به شیر یا خط متوسل می شود . کلانتر بل از سویی باید شیگور را نیز یافته و او را دستگیر کند تا از جنایتهای بعدیش جلوگیری نماید ... .
در حین رد و بدل کردن مواد مخدر در مرز مکزیک و امریکا بین خریداران و فروشندگان درگیری ایجاد شده همه می میرند و مردی ( جوش برولین ) شکارچی اتفاقی آنها را پیدا می کند و پولها را برمی دارد. از طرفی صاحبان پولها در بین پولها ردیاب گذاشته فردی ( خاویر باردم ) را اجیر میکند تا آنها را بدست آورد. او وقتی میفهمد پولها زیاد است اجیر کنندگان خود را می کشد و خود بدنبال آنها می رود. مردی که پولها را پیدا کرده با همسرش نقل مکان می کند و تعقیب و گریز شروع میشود و … . در پایان مرد اجیر شده همه را می کشد حتی زن رباینده پولها را و آنها را هم پیدا نمیکند و … . پلیسی ( تام لی جونز ) هم در این میان برای کمک به مرد فراری وارد ماجرا می شود که نمی تواند برای او کاری بکند ضمن اینکه خود وی بدوران بازنشستگی خود نزدیک می شود و با مشکلاتی درونی دست به گریبان است و … .

نقد فیلم :

در غرب تگزاس فردی با کیفی پر از پول می دود و دسته ای او را تعقیب می کنند ! یک شکارچی که در گذشته سرباز جنگ ویتنام بوده است به طور کاملا اتفاقی پول هنگفتی پیدا می کند. این پول مربوط به دو گروه قاچاقچی بود که بعد از نبردشان حالا بی صاحب افتاده است. او پول ها را بر می دارد غافل از این که صاحبان اصلی هنوز به دنبال پول هستند. او به مواد مخدر دست نمی زند اما با این حال گرفتار این ماجرا می شود. او که خود شکارچی ماهری بود حالا تبدیل به شکار با ارزشی شده است.
برادران کوئن در فیلم جایی برای پیرمردها نیست به نوعی انتزاع منحصر به فرد در مبانی ژانر دست یافته اند و این کار همیشگی آنهاست.این بار نیز حال و هوای ولایتی معمول در غالب فیلم هایشان بر فضای کلی فیلم حاکم است. مناظر جاده ای، دشت های وسیع، هتل ها، متل ها و مکان های دور افتاده با چاشنی نوع تکلم کاراکتر ها و چون همیشه می توان از ریز بافتی جزئیات مجرای فیلم شان لذت برد. این یکی خمیر مایه و روح اصلی اش را از رمانی به قلم "کورمک مک کارتی" گرفته است نویسنده ای که بسیاری از سینماگران آثارش را غیر قابل اقتباس نامیده اند. انتظار یک فیلم عادی از برادران کوئن انتظار بیجایی است. کوئن ها جستجوگر حیطه ها و مرزهای تازه در ژانرهای سینمایی اند آنها استاد وارونه کردن ژانر و به حیرت انداختن تماشاگران هستند. هر صحنه از فیلم تازه کوئن ها با چنان ظرافت و دقتی ساخته شده که تماشاگر دوست دارد این صحنه ها ادامه پیدا کند و با با این حال هر صحنه چنان قدرت کشش حسی را برای رفتن به صحنه بعد ایجاد می کند که نمی توان از دایره ی نفوذ آن در ماند.
فیلم جای برای پیرمردها نیست در مجموع سه کاراکتر اصلی دارد. آنتون شیگور( خاویر باردم ) قاتل بی رحمی است که حتی در موقعی که تحت بازداشت پلیس است و به دستانش دستبند زده اند نیز خطرناک است. شیگور در دشت های تگزاس پرسه می زند و هر کسی را که سر راهش ببیند از بین می برد. مگر اینکه طرف آنقدر خوش شانس باشد که در بازی شیر یا خط برنده شود. لولین ماس ( جاش برولین ) یک جوشکار سابق است که همراه همسرش ( کلی مک دانلد ) در یک خانه کاروانی زندگی می کند. این مرد بیچاره یک روز هنگام شکار تصادفا با صحنه عجیبی روبرو می شود. جنازه های سوراخ سوراخ شده و بسته های هروئین گویای آن است که این افراد موقع انجام معامله مواد مخدر با هم اختلاف پیدا کرده اند و یکدیگر را کشته اند. ماس حدس می زند که پولها نیز باید جایی در همین نزدیکی ها باشد. حدس او درست است او موفق می شود دو میلیون دلار پول را که داخل کیفی قرار دارد پیدا کند. ماس پول ها را بر می دارد و فرار می کند. شخصیت سوم قصه، کلانتر تام بل ( تامی لی جونز ) نام دارد. شیگور در تلاش است تا ماس را پیدا کرده و پول ها را از او بگیرد. کلانتر جدای از اینکه کشت و کشتار قاچاقچیان در حوزه ی تحت مسئولیت او رخ داده در صدد است که با یافتن و دستگیری شیگور جلوی جنایت های بعدی او را بگیرد. کسان دیگری نیز در قصه حضور دارند : کارسون ولز ( وودی هارلسون ) که یک جایزه بگیر مغرور است، تاجری ( استیون روت ) که کارسون را استخدام کرده و مجموعه ای از کارمندان هتل ها و فروشگاههایی که بدبختانه سر راه شیگور ظاهر و کشته می شوند !!
جایی برای پیرمردها نیست مانند فارگو دیگر فیلم موفق برادران کوئن عناصری از ژانر هیجان انگیز و جنایی را دارد اما اساسا یک فیلم بررسی کاراکتر است. این فیلم مشاهده گر دقیق احساسات انسانی در مواجهه ی فرد با موجود دد صفت، بی رحم و فوق العاده خشن است، احساساتی که در مواجهه با بی عدالتی و زور گویی ها خودنمایی می کند. به همه ی این ها فیلبمرداری راجر دیکنز، تدوین برادران کوئن و از همه مهمتر موسیقی بسیار زیبای فیلم ( کارتر برول ) را اضافه کنید. نتیجه ی کار تکان دهنده، منحصر به فرد و زیباست. اما عیار بازیگری فیلم فوق العاده بالاست. خاویر باردم با آن موی بلند سیاهی که روی شانه هایش ریخته و با آن چهره ی خشن و بی رحم، به این زودی ها از خاطره ها پاک نمی شود. باردم موفق شده است یکی از خبیث ترین و در عین حال باور پذیرترین آدم بد های سینمایی را تجسم ببخشد که برای آن اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد را گرفت. ( همانطور که جایزه گلدن گلاب امسال و همچنین بهترین بازیگر مرد از جشنواره ونیز را به دست آورد. ) جاش برولین نیز با بازی خوب و محکم خود می تواند امیدوار به احیای دوران بازیگری اش باشد. برادران کوئن استاد دور انداختن قواعد و فرمولهای قراردادی اند و آنها به این ترتیب وسترنی ساخته اند که وسترن نیست. فیلم جنایی ساخته اند که جنایی نیست. تریلری ساخته اند که تریلر نیست و کمدی ساخته اند که کمدی نیست و این همان چیزی است که ما از یک سینمای خوب انتظار داریم.

چرا باید دید ؟

جوئل کوئن [متولد 1954] و ایتن کوئن [متولد 1957] مینیاپولیس، مینه سوتا زوج کارگردان، فیلمنامه نویس، تدوینگر، ‏تهیه کننده و بازیگر آمریکایی و مشهور به کارگردان دو سر [‏The Two-Headed Director‏]، سازنده فیلم های ‏جنایی، راز آمیز، مهیج و خشن با چاشنی طنز سیاه که گاه از نام مستعار رادریک جینیس استفاده می کنند. آنها از ‏‏1984 با ساختن ‏Blood Simple.‎‏ شروع به فیلمسازی کردند و تاکنون 11 فیلم دیگر ساخته اند که نمایش هر کدام شان ‏در سینمای دو دهه اخیر آمریکا حادثه ای به شمار می رود. از بزرگ کردن آریزونا و دورویی میلر تا شاهکارشان ‏بارتون فینک؛ و سپس فارگو، بیگ لبوفسکی، ای برادر تو کجایی و این اواخر مردی که آنجا نبود و اپیزودی از دوستت ‏دارم، پاریس که کارنامه این دو برادر با نامزدی چندین اسکار، هفت بار نامزدی برای دریافت نخل طلای کن و سه بار ‏دریافت جایزه بهترین کارگردانی از همین جشنواره و بیش از 40 جایزه بین المللی دیگر زینت داده است. ‏
این بار بر خلاف بسیاری از قصه های پیشین از آدم ربایی خبری نیست. یک محموله مواد مخدر، دو میلیون دلار پول ‏نقد و چند جسد... بازماندهای یک معامله بزرگ و بد فرجام که منجر به آغاز حادثه ای سرنوشت ساز برای ماس می ‏شوند. فیلم از زبان اد تام بل کلانتر محلی روایت می شود. او از تغییر زمانه سخن می گوید و این که در گذشته نیازی ‏نبود تا مردان قانون[کسانی همچون پدر او] همواره با خود سلاح حمل کنند. او از توحش زمانه مدرن می نالد و این که ‏زمانی مجبور شده نوجوانی را روانه صندلی الکتریکی کند. کسی که خواهرش را فقط به صرف این که قتلی انجام دهد، ‏کشته بود. او این بار مجبور است با یکی از خونسردترین و وحشی ترین قاتلین کرایه ای که تا امروز در سینما دیده ایم، ‏مقابله کند. شیگرو که برای کشتن برخی از قربانیانش یا باز کردن راه خود از تفنگ بادی مخصوص کشتن گاوها ‏استفاده می کند. سلاحی هولناک که ردی هم از خود بر جای نمی گذارد!‏
پیرمردها وطنی ندارند که نامش را از رمان منبع اقتباس خود نوشته کورمک مک کارتی عاریت گرفته است[رمانی که ‏به نوبه خود نامش را وامدار شعر سفر دریایی به بیزانتیوم ویلیام باتلر ییتز است] تا این لحظه 28 میلیون دلار در گیشه ‏به دست آورده، که مطمئناً این رقم افزوده خواهد شد. برادران کوئن با این فیلم بار دیگر به سراغ فلسفه و نگاه و طنز ‏سیاه خود درباره طینت آدمی و صد البته عرب آمریکارفته اند که سخت دستخوش تغییر شده است. فیلم یک وسترن ‏جنایی مدرن است که خشونت اواخر قرن نوزدهم در مقایسه با رفتار شخصیت های آن یک بازی کودکانه بیش نیست. ‏
شخصیت شیگور که توسط خاویر باردم به شکلی فوق العاده تجسم یافته، یکی از اصیل ترین و خطرناک ترین ‏شرورهای تاریخ سینماست و ماس طماع و دیگران نیز دست کمی از وی ندارند. فیلم سرشار از دلتنگی برای غرب ‏وحشی قدیم است. مرثیه ای بر دورانی که جوانمردی سکه رایج بازارش بود، چیزی که پدر کلانتر تام بل فقط یادگار ‏رنگ و رو رفته ای آن است. درباره این فیلم نیز باید مفصل تر نوشت، اما تا آن روز شما را دعوت می کنم به تماشای ‏بازی موش و گربه سه مرد در چشم اندازهای زیبا و خشن تگزاس با فیلمبرداری معرکه راجر دیکینز و بازی های بی ‏نهایت خوب با یک کارگردانی ماهرانه که فیلم را تبدیل به یکی ‏از برنده های اصلی مراسم اسکار کرده است. ‏

نکات کلیدی :

۱- پیدایش هنجار های تازه

کوئن ها با تغییرات هنجاری جامعه می پردازند . تامی لی جونز در قالب کلانتری کهنه کار به ما می گوید حتی ماهیت جنایت ها نیز تغییر کرده اگر در گذشته دختران نوجوان طعمه ی جنایتکاران شهوتران می شدند اکنون به دست کسانی کشته می شوند که از مدت ها قبل در ذهن خود  حس کشتن را پرورش داده اند و دیگر هدف از بروز چنین فجایعی نیاز جنسی نیست بلکه خود نیاز به جنایت است. کشتن برای کشتن. به عبارت دیگر اگر پیش از این جنایت برای رفع یکی از نیاز ها بود حالا  قضیه فرق کرده و دیگر معیار های گذشته برای تحلیل و قضاوت رفتار این مردمان کارساز نخواهد بود.
این تغییرات و نوزائی را حتی در شکل جنایت و ابزار آن مشاهده می کنیم سلاحی عجیب که پیش تر برای کشتن گاوها استفاده می شده و به شکل کپسول و لوله ی متصل به آن است حالا در دست مردی به آلت قتاله تبدیل شده . حالا دیگر کلانتر نمی تواند از روی پوکه قاتل را رد یابی کند چون پوکه ای وجود ندارد و گلوله ای هم
بروز هنجار های تازه نشانگر تغییرات فرهنگ در بخش شناختی است و کوئن ها این نکته را بخوبی دریافته اند. کلانتر البته رویکردی منفعلانه را در پیش می گیرد و در انتهای فیلم به خانه اش پناه می برد به جائی که هنوز هنجار های قدیمی حاکم است.

۲- تنهائی

این به معنای از خود بیگانگی نیست بلکه از جامعه بیگانگی است . جامعه تغییر کرده و مردان پیر هماهنگ با زمان پیش نرفته اند و لا جرم موفق به حل مشکلاتشان نمی شوند مگر آن که در محدوده ای آشنا قرار بگیرند.
آن ها با جامعه همزمانند اما در زمان نیستند در حالی که برای هماهنگی با جامعه باید همزمان و در زمان آن جامعه بود.

۳- ناکامی

در این اثر هر سه کاراکتر مهم فیلم یعنی لئولین ماس ، کلانتر و قاتل ناکام می مانند و یا دست کم لطمه میبینند . و با توجه به این دیدگاه می توان فیلم را اثری تلخ اندیش دانست  زیرا بر اساس رویداد های فیلم چنین به نظر می رسد که دیگر  هیچ نقطه ی امیدی برای جامعه نمی توان متصور شد .


حواشی فیلم :

این فیلم در سایت معتبر IMDB در رده ی پانزدهمین فیلم برتر تاریخ قرار گرفته است.
راجر ابرت در باره این فیلم می گوید: فیلمی به خوبی تمام فیلم هایی است که برادران کوئن می سازند.
نام فیلم بر اساس کتابی با همین عنوان گرفته شده است.
بیشتر شات های این فیلم در لاس وگاس و نیومکزیکو گرفته شد. اما تامی لی جونز توانست برادران کوئن را متقاعد کند تا بعضی از صحنه ها را در غرب تگزاس بگیرند.





http://www.cinemabook.ir/index.php/ganre/deram/1287-premardha.html





نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها : جایی برای پیرمردها نیست، برادران کوئن، خاویر باردم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 مهر 1391
فرزاد نعیمی
یکشنبه 20 فروردین 1396 02:36 ق.ظ
Hi there, i read your blog from time to time and i own a similar one and i was just curious if you get a lot of spam
remarks? If so how do you protect against it, any plugin or anything you can suggest?

I get so much lately it's driving me mad so any help is very much appreciated.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
ابزار پرش به بالا